Friday، April 03، 2009

روز جمهوری اسلامی

به مناسبت 12 فروردین روز جمهوری اسلامی

چند وقت پیش مادرم با یه حس شکست گفت: "اگر زیر پرچم جمهوری اسلامی حتی به یک نفر ظلم بشه مسئولش همه ماهایی هستیم که به این نظام رای دادیم"ا

98 درصد از واجدین شرایط جمعیت حدود 40 میلیون اون زمان می شه "همه"ا

مهندس بازرگان سال 62 در سخنرانی که در مجلس داشت اینطور گفت: "همیشه و در همه جای دنیا استبداد از روزی شروع شده است که یک شاه، یک خاندان، یک طبقه و حتی یک مکتب ولو با حسن نیت و به قصد خدمت خواسته است خود را یگانه مالک، یگانه مسئول و یگانه مأمور بر سایرین تصور بر جامعه تحمیل نموده، وقعی (توجه، منزلت) به رضای مردم ننهد. "ا

پینوشت: در ادامه مهندس بازگان در مورد آزادی عقیده و اندیشه در مجلس سخنرانی می کنه

Wednesday، April 01، 2009

چیز


یه چیزو خوب فهمیدم
وارد شدن توی جاهای خوب، قرار گفتن توی شرایط خوب می تونه خیلی آسون باشه
ولی باقی موندن توی جا و شرایط خوب خیلی سخته
و برعکسش خارج شدن از جای بد و شرایط بد می تونه خیلی خیلی خیلی سخت باشه
قدر لحظه های خوبتون رو بیشتر بدونین

بهانه


من هیچ وقت حس خاصی نسبت به هیچ مناسبتی ندارم، غیر از یه دونه که باید حالا حالاها منتظر باشم. دیشت با یکی از دوستان حرف می زدم، می گفت ای کاش عید 2 3 هفته دیر تر بود تا بتونم تا قبل از تحویل سال با اونایی که رابطم تیره و تاره آشتی کنم، گفتم چیکار به عید داری، گفت اینا همش بهانه س
اینا همش بهانه س!؟

وقتی به دور برم نگاه می کنم، می بینم واقعاً اینا همش بهانه س، برای خوشحال بودن، برای خوب بودن، برای کنار هم بودن، برای انتقال حسای خوب، البته همیشه هم اینطوری نیست ولی خوب حداقل هرکسی در حد خودش تلاششو می کنه، وقتی تقویم باستانی ایران رو نگاه می کنیم، در حد روزهای هفته برنامه برای شادی داریم و این یه حس خوب برای همه مردم درست می کنه
فکر کنم باید یه تجدید نظری توی رابطه م با مناسبت ها داشته باشم، حداقل می تونم اینطور وانمود کنم که برای من هم مهمه، کمترین عایدی که داره از خوشحالی دیگران منم خوشحال می شم


مــِــث همیشه


گاهی توضیحش اونقدر سخت می شه که بـهتـره
هیچی نگم
:|